• اندر حكايت مستراح ايراني (نقد وضعيت نا مناسب سرويس هاي بهداشتي در ايران. چاپ شده در نشريه ي پاسارگاد بهار 1392 )

نوشته شده توسط :  امير حسين گرشاسبي (15/01/1392)

كلمات كليدي : وضعيت نا مناسب سرويس هاي بهداشتي در ايران ، مقاله ي نقد وضعيت سرويس هاي بهداشتي عمومي در ايران

  حكايت غريبي است اين حكايت اجحاف در حق واژه ها ... !
مثلاً بر انتفاعي ترين نوع ممكن مدرسه نام غيرانتفاعي مي گذاريم و باكي نداريم. به قول ظريفي حتي از ديدن تابلوي حليم بوقلمون با گوشت تازه گوسفندي! هم تعجب نمي كنيم. چنان عادت به كاربرد ناثواب واژه ها كرده ايم كه برخي وجاهت خود را باخته اند و برخي چنان حلاوت يافته‌اند كه وقتي حلوا حلوا مي گوييم شريني دهانمان را مي زند! مثلاً همين واژه با مسماي سرويس بهداشتي:

اگر به عنوان اسم مكان به كار برود بايد محلي باشد كه هم سرويسي را ارائه كند، ايضاً بهداشتي هم باشد. حالا مقايسه كنيد اين معني را با تصويري كه از توالت‌هاي عمومي و بين راهي در ذهن داريد. شايد واژه هاي بهداشت و سرويس در گذر از مدرنيته استحاله شده اند و من و شما را خبر نكرده اند.

به راستي چرا در كشوري كه مدعي تاريخي 2500 ساله است و مدعي اسلامي كه اساس آن بر پاكيزگي است هيچ سازمان و نهادي متولي احداث و نگه‌داري سرويس هاي بهداشتي عمومي نيست؟ باور كنيد بي حرمتي بزرگي است به ساحت مقدس مسجد وقتي براي قضاي حاجت به ياد آن مي افتيم! بماند كه حتي آنجا هم اثري نه از سرويس هست نه از بهداشت! مگر نه اينكه ادعا داريم كه از نوادگان كوروشيم و گزاره اگر و فقط اگر برقرار ميان نظافت و ايمانمان. نمي دانم ولي شايد جمله معروف جمال الدين اسدآبادي كه گفت در شرق مسلمان زياد ديدم ولي اسلام نديدم اما در غرب مسلمان نديدم ولي اسلام فراوان ديدم مربوط به اولين باري باشد كه در اروپا نياز به قضاي حاجت پيدا كرد.

 حالا بگذريم از اروپا ،‌كه ما را چه به مقايسه با ديار از ما بهتران ! حتي در همين كشورهاي همسايه، همين پاييني ها كه گويا سالهاست ديگر نه شير شتر مي خورند نه سوسمار يا همين بالايي ها، يادگاران ابر قدرت شرق كه تنها ارثشان گويا تقسيم عادلانه‌ي فقر بوده و ديگر هيچ ، حداقل در اماكن توريستي و فرودگاهي و ... آستيني بالا زده اند و اگر كاري نكرده باشند كارستان دست كم مستراحي ساخته اند در شأن ميهمان.

اما ما چه كرده ايم جز ادعا؟ به قول مرحوم جمالزاده با اين همه قيافه كه به خود مي گيريم هيچ كار دنيا را به جد نمي گيريم مگر در سه مورد: يكي شكم يكي كيسه و يك تنبان وقتي پاي اين سه چيز به ميان مي آيد يوسف را به كلافي و خدا را به خرمايي مي فروشيم.

حتي در همين فرودگاه جديدا تأسيسمان با آن همه هاي و هوي كه موقع افتتاحش كرديم؛ حتماً رفته ايد و ديده ايد؟ نه شير اتوماتيكي نه دستمالي نه بهداشتي باز هم همان رايحه ي مطبوع هميشگي! همان كفِ مرطوب و هواي نمور، همان قفل هاي خراب، همان قصه ي مكرر پر ملال... .

 هميشه سمينار مي گذاريم، شعار مي دهيم، در نمايشگاه هاي خارجي شركت مي كنيم تا مثلاً توريست جذب كنيم. حالا فرض كنيد توريست هم جذب كرديم كرور كرور- فرض محال كه محال نيست- آمديم و يكي از اين هزار، بيرون هتل خواست دستي به آب برساند. چه خاكي بر سرمان كنيم؟ بايد كلاس توجيهي روش استفاده از آفتابه برايش برگزار كنيم؟

 هميشه هم انگشت اشاره اي داريم آماده ي اشاره به ديگري از بهر اتهام. قبول؛ سرويس مناسب نداريم، مكان مناسب نداريم، امكانات مناسب نداريم، مسئول نظافت نداريم اما خودمان هم مراعات نمي كنيم. به قول حسن نراقي عزيز مخاطب من شما نيستيد بلكه نفر كناري شماست! ما ايراني ها اكثريت غريب به اتفاقمان احساس مسئوليتي نسبت به مكان ها و اموال عمومي نداريم. باور كنيد تقصير كسي جز خودمان نيست اگر ديوار سرويس هاي عمومي‌مان محل خاطره نويسي است و به جا گذاشتن يادگاري. اگر از هر دو سرويس بهداشتي راه فاضلاب يكي مسدود است ابابيل چيزي در چاه نيانداخته اند!

 در سالهاي اخير مساجد زيادي در كشورمان با بودجه دولتي و یا با همياري مردم در نقاط مختلف ساخته شده است. واقعا نمي‌شد سرويس بهداشتي اين مساجد در جايي جدا از وضو خانه بنا مي‌شد ؟ نمي‌شد تعدادي سرويس فرنگي هم در نظر گرفته مي‌شد ؟ نمي‌شد سرويسي براي معلولين و جانبازان در نظر گرفت ؟ نمي‌شد اتاقي براي سرويس دهي مادران به نوزادان تعبيه مي شد ؟  نمي شد از يك كارشناس معماري براي طراحي استفاده مي‌شد تا به استاندارد هاي لازم نزديك تر باشيم ؟ یا مثلاً در مراکز خرید و پاساژ ها نمیتوان بخشی از بودجه ی نگه داری مجموعه را به بهسازی و نگه داری مطلوب سرویس های عمومی اختصاص داد ؟

به هر حال بخشي از مسئوليت كار هم با خودمان است. هميشه نبايد فقط بنشينيم و غر بزنيم و  انتظار بكشيم تا ديگران كاري بكنند.مدت هاست که دیر شده اما هنوز هم می توان دل به گرفتن ماهی تازه از آب بست و دست به کار شد. اولین گام هم همین احساس مسئولیت خواهد بود. این که احساس کنیم خودمان هم بخشی از کار هستیم.

 

   لطفاً اگر اين مقاله را پسنديد ما را در Facebook لايك كنيد


   

دفتر فني تهران ويلا :
تلفن : 66513337-66512703
فكس : 66516209
E-mail : info@tehranvila.com
Web Site : www.tehranvila.com

HOME  |  DOWNLOADS  |   ARTICLES   |   ABOUT US  |  CONTACT US